سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
172
اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)
/ ليحرنجما / بايد مورد اراده كارى واقع شوند دو مرد در زمان حال / ليحرنجموا / بايد مورد اراده كارى واقع شوند مردان در زمان حال صرف امر به صيغه از باب افعنلال / لتحرنجم / مورد اراده كارى واقع شو تو يك مرد در زمان حال / لتحرنجما / مورد اراده كارى واقع شويد شما دو مرد در زمان حال / لتحرنجموا / مورد اراده كارى واقع شويد شما مردان در زمان حال صرف ماضى مجهول از باب افعلّال / اقشعرّ به / البته لرزيده شد يك مرد در زمان گذشته / اقشعرّ بهما / البته لرزيده شدند دو مرد در زمان گذشته / اقشعرّ بهم / البته لرزيده شدند مردان در زمان گذشته تذكار : اقشعرّ به در اصل اقشعّرّ بود خواستيم آن را مجهول كنيم چون لازم بود اوّل آن را بواسطه حرف جرّ متعدى كرديم شد اقشعّرّ به سپس حرف اوّل و سوّم را ضمّه داده و ماقبل آخر را كسره داديم كسره داديم شد اقشعرّ به . صرف مضارع مجهول از باب افعلّال / يقشعرّ به / البته لرزيده مىشود يك مرد در زمان حال يا آينده / يقشعرّ بهما / البته لرزيده ميشوند دو مرد در زمان حال يا آينده / يقشعرّ بهم / البته لرزيده ميشوند مردان در زمان حال يا آينده صرف امر غائب مجهول از باب افعلّال / ليقشعرّ به / البته بايد لرزيده شود يك مرد در زمان حال